حالاسوت می زنی فرارمی کنی مشتی؟!

 

 

 

دیشب،بازداشتیم ازهمان کوچه ی قبلی می گذشتیم که دوباره کسی جست زدوهمان جای سابق مان راچسبیدو فشارداد!دادوبیدادمان رفت هواکه:لامصب،چه کاربه آن جای مان داری،چسبیدی،فشارمی دهی،ول هم نمی کنی؟گفت:تاجانت درآید.گفتیم باناله:چه کرده ایم مگر؟گفت:چراروی مردم خال می گذاری؟!گفتیم:چه طور؟ کی گفته،شنیده،دیده که ما...اصلابگوبدانیم روی چه کسی خال چسبانده ایم ما؟کمی شل کردوگفت:دکترع.الف. اشراقیان که هم ازخویشان است،هم ازصالحان وهم بچه ی مالکان،تازه بلیط دوسره هم دارد،پس اودیگرچرا نمی تواندفیلم ببیند؟!گفتیم:حالاناسوت مان راول بده عزیزجان،تالاهوتی مان نکرده ای،آرزوهاداریم ما!بعدهم، این فیلم بافیلم های دیگرتومنی هفت صنارتوفیردارد.دلیل نمی شودهربلیطی همیشه معتبرباشدوهرصاحب بلیط همیشه بااعتبار!نشنیده ای مگرکه:هرشاهی سکه ی خودش راضرب می کند؟ودیگراین که:توغصه ی دکترع. الف.اشراقیان رانخور.غصه هم اگرمی خوری،غصه ی زمانی رابخورکه درسینمابسته می شود،صندلی های مخمل سبز،اشغال وبساط خربگیری جمع!!دوباره لامصب مان راکه ول داده بودچسبیدکه:بامابودی گفتی خربگیری؟!خودمان راازدست ش رهاندیم،کشیدیم عقب وهمان طورکه آن جای مان رامی مالیدیم نفس مان جا بیاید،گفتیم:چه فکرکرده ای؟نشنیده ای ازقدیم گفته اند:"خر رو به عروسی واسه چی می برن؟واسه این که هیزم بارش کنن!...وتابیایدبفهمدچی  شنیده،ماهم بفهمیم چی گفته ایم،بادشدیم:صرصر،باران شدیم:جرجر،کلاغ شدیم،کلاغ پر!

 

 

(*)_منظوراز:آن جا،ناسوت،لامصب ،...،همان یقه ی پست قبلی است،لطفافکربدنکنید!

 

 

   فوریه 2008 هونولولو

 

 

 

 

 

/ 28 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هديه(ذهن زيبا)

لامصب ول کن تا حرف بزنم!! آها حالا شد..... خيلی جالب بود از ابتدا خواندم تا آخرين....

محيا

آقاجان من توصیه می کنم برای رهایی از دست این بشر ، دیگر از آن کوچه رد نشوید . راه دیگری را برای رفت و آمد اتنخاب کنید ، راهی که امن باشد .

آرزو

شما بامزه ايد ..خيلی ..

مزدک

سلام منم بروزم البته ساده تر از هميشه . مراقب خودتون باشين اين کوچه ها اصلا امنيت ندارن ها! حالا امروز فقط می چسبن فردا معلوم نيست چی ميشه! شاد هميشه ورها همچون نوشته هاتون باشين

کارگاه نمدمالی

عزيزجان مزدک فرزندچيز!وب شماغالبابازنمی شوديابازهم که می شودصفحه نظراتش به روی مابسته است.شايدهم به عمدچنين است!نگران مانباشيد.مانمدهرکس رانمی ماليم.دستوربفرماييدبازگشايی کنند.مثل خيلی چيزهاوجاهاکه اين ايام بازگشايی می کنند(يعنی قبلاديگران بازکرده اند اين هابسته اند وحالادوباره بانام ديگری ودرمراسم ديگری بازگشايی می کنند!)

سجاب

سلام کی فک کرده تو منظور بد داشتی!!!غلط کرده...خودم حالیش میکنم منظور بد یعنی چی. اين روزا منظور بد که بماند اصلا منظوری وجود نداره مگه نه؟؟؟ آقا شما خودشو ناراحت نکن... خنديديم

مولانا و مولاكم بدپيله!!!

اشعار يخمكي + تعطیلات زورکی × انتخابات راستکی : عکس های مفتکی = افاضات جدید بدپیله ی کشککی!!! با سلام و ارادت و ماچ و لاس و سپاس به خاطر حضور سبز و شیرینت در کاخمان و باقی مخلفات، نمردیم و بالاخره با لاطائلاتی یخ زده شبانه به روز شدیم. بفررررمااااااا!!! هرچند که قهر کردی از ما همواره به زیر کفش هاتیم! در کامنتی دیگر جهت همراهی و همکلامی با این پست جانانه ات خدمت خواهیم رسید. باقی بقایت، براد پیت فدایت!!!

هديه(ذهن زيبا)

ای بابا بازم اوومدم توو اين کوچه چسبيدی به من؟!! ول کن ديگه.... آها حالا بيا دنبالم ببينيم چی ميگی تو؟؟!!

مولاکممم بدپيله!!!

کجا بیدی که عطر ناز داری؟! به لب ها غنچه ی آواز داری؟! غزل می پاشی و گل می تکونی! مگر سوغاتی از شیراز داری؟! یا الله! اوغور به خیر! وکیل الاشراف و الرعایا جناب مستطاب راما احوالین نجورده؟!... کیفین کوک ده؟!... ساغ اول! سلام و سپاس و ارادت بی قیاس نثار خاک پای تو ای همزاد یاقوت و زمرد و الماس! نمی دانستیم که کجایید وگرنه زودتر خدمت می رسیدیم. شرمنده!... دل ما برده ای به صد حیله؟! لینک کردم تو را به بدپیله!... پاینده باشی جیییگگگررر!!!

رضاکاظمی

نمک وفلفلش روبیشترکه کنین میاییم ملاقاتتون باکمپوت گلابی[چشمک]