این حسن تااون حسن،صدگزرسن!

اگه بده چراتعریف می کنی،اگه خوبه چراقایم می کنی؟

یادداشت های ناصرالدین شاه

شنبه30ذی القعده1287هجری...

ازامروزشروع کرده ایم تابه مردم کمی حال بدهیم!دستورداده ایم کمی برای خودشان خوش باشندوقروقمیش بیایند،وکمری بچرخانند.وحتاگاهی مایعات سکرآورهم بزنندبه رگ شان.گفته ایم سهم شان راهم کمی بیشترکنند:برای شهری 1کیلو وبرای روستایی1ونیم کیلو عدالت! فی الحال لازمشان داریم!

سه شنبه3ذی الحجه1287

امروزدریکی ازولایات جنوب،سخن راایرادفرمودیم وپدرهمه رایکجاسوختاندیم!البته غیرازپدر چندبارمرحوم شده ی خودمان را ! پدرسوخته ها نمی گذارندچندلقمه نان"عدالت" مان راسق بزنیم،بعدجای مان رابدهیم به شان!هول دارند نکندازعدالت کم بیاید به شان نرسد!

یک شنبه8ذی الحجه 1287

این مرتیکه ی مافنگی هم که رفته است مرخصی! درعوض امروزراگفتیم الهام جان مان! بیاید وظیفه ی دلقکی درباررا عهده بگیرد.آه ، دل مان عجیب گرفته است! دارندزیرپای مان رامی کشندوما هی فریادمی کنیم(ای فریااااااااد...فریاااااااااد...خانه ام آتش گرفته ست آتشی جانسو...!)وعدالت می پاشیم ولی کوگوش شنوا؟همین مسایل،دل ماراگرفته است رهانیزنمی کند! آی خاتون کجایی؟من این جا بس دلم تنگ...گرفته است.بیامرابردارجایی دیگرببر.کجا؟ همان جایی که این جا نیست!همان جایی که نرم ترازاین تخت لامصب است.ببرتاهمه اش رانگفته ایم واین نمدمال بدبخت راهم باردیگرواین باربه جرم اروتیک نویسی زیرخاک نکرده اند!!!

جمعه13ذی الحجه1287

داریم تندتندافتضاح[افتتاح]می کنیم.روبان کم آورده اند وماهم نفس!گویی دوی ماراتن داشته ایم وداریم به نقطه ی نهایی نزدیک می شویم.مافعلاباید افتضاح کنیم! کلنگ هایی که خودمان ودیگران زده بودیم وبودند!رابرداشته،جایش روبان قیچی کنیم.مابایدبعدازهرمراسم روبان پاره کنی،یک سخن روکم کنی[سخنرانی!]هم راه بیندازیم وکلی به پدرومادروجدوآباء این وآن فحش بدهیم وپنبه ی همه را فله ای! بزنیم. این طورکه نمی شود.مملکت صاحاب! دارد، رییس الوزراءوالوکلاء دارد...! این هارا ولش! فعلاماباید پاره کنیم،حتاشده زنجیر خودمان را !!

چهارشنبه18ذی الحجه1287

ماگفتیم بیایید باهم برادرباشیم،سریک سفره کنارهم بنشینیم،دوغ بدهیم پیازبگیریم،نان سنگک پاره کنیم به هوای هم پرت کنیم،خلاصه برادرباشیم.ولی این هاکه به گوشش شان فرونمی رود. به گوش حمار(چه باادب شدیم مایکهویی!)خوانده بودیم،حالاسوارشده چهارنعل تامحل سخنرانی بعدی مان تازانده بودیمش.گفتیم عزیزجان،قربان آن لفظ قلم دیالوگ کردنت!فدای گفتمانت! بیاگوشه ی این صاحاب مرده رابگیرباهم بلندکنیم!به تریج قبای شان برنخورد؟خورد.آخرکسی نیست بگوید:مرتیکه،تونبودی کنارحجره ی پدرچندبارمرحوم شده ی ما پیازمی فروختی منی یک صنار؟!حالابرای ماشده ای شاخ!ادعای رییس الوزرایی داری؟ آن یکی راکه خودمان فرستادیم فرنگ درس نخوانده کسب علم[مدرک]کردوبازگشت.خدایا،بارپروردگارا،مارااز دست این بنده های ناشکرت نجات بده! آمین!

جمعه19دسامبر(!)1287

شاعری پدرسوخته،چشمان پرصلابت مارابه گل عدس! تشبیه کرده بود.خوش مان آمد. خواندیمش پیش،نواختیمش وپرسیدیم ازش:حالااین گل عدس که گفته ای چه شکل وشمایلی دارد؟چه عطروبویی؟گفت:قبله ی عالم به سلامت باد.شکلش که شبیه چشم های شماست!ولی ازعطروبویش دیگرنپرسید! مانیزفهمیدیم که نبایدبپرسیم...ونپرسیدیم!

اززیرخاک هرنه

نمدمال

دسامبر2008

/ 38 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رجب بذرافشان

سلام سیستم بیمار است پاسخ درستی به اعتماد مردم نداده این وضع در تمام سازمان ها و ادارات وجود داره که ظاهرا بایست سرود ملی را عوض کرد یا علی

بهنامترین

این یقه ی ما جایش امن هست؟بگذارید باشد. کلید ورود ما همان یقه است.این پادشه مرز گل و بلبل از افتضاحتش بو می آید بد جور. از اعدامتان چ خبر؟سلام

م.دلیرانی

درود به نمدمال خوبی ؟ نمدمالستان رو لینک کردم... واسه نظراتت در مورد کارهام ممنون. ما ماشین نداریم اگر هم داشتیم سمت انقلاب و آزادی با هاش نمی اومدم..... اونجوری که گفتی بیشتر بد بخت می شم !

محیا

واقعا نمد مال هم نمدمال های قدیم ، حتی از زیر خاک( دور از جان نویسنده ) فعالیت دارند!!!!!!!!!! می ترسیم نکند خدای ناکرده از آن دنیا هم رتنده شوند . آن وقت باید به کجا تبعید شود را دیگر نمی دانیم!!!!!!!!!!!!

نرگس

سلام چشم عدسی ربان پاره کردنم شغل خوبیه !! حداقل نشان میده یه کاری بلدی <البته جز عزل و نصب که قبلآ مهارتت را در این کار بارها ثابت کردی !!!>[شوخی] دیگه تحویل نمی گیری ما رو !!![ناراحت] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

هشتمین روز اردیبهشت(دخترحوا)

خواندیمتان استاد این روعایای مملکتی شما را بسیار خسته نموده اند این جور که به نظر آید خداوند به شما قوت بسیار بدهد تا همچنان یکه و تنها بر این قسم امورات بتازید و خیلی اهمیت به عناصر معلوم الحال و نا معلوم الحال ندهید و نیز مچ کاتب طنازمان هم پر قدرت که باز هم بنگارد امورات جاریه ی مملکت را

آزاد

سلام بروی ماه منورتان و انور دوستان منبسط شدم به قول شما سر بزنید و ورقی ببرید و ببرید