باید بری به چنار امامزاده صالح دخیل ببندی!

می گویند ناصرالدین شاه وقتی زمام امور دستش بود ( حالا دیگه نیست! ) هرچه خواست و نخواست کرد ، کرده هاش را هم به پای لبخند مکش مرگمای معروفش حساب فرمود و بعد ریق رحمت را سرکشید! در تاریخ ناصری و تاریخ محمود شاه گرمساری! به همچنین در ناصر التواریخ! درج شده : پیش از آن که خودش را بیندازد جلوی گلوله ی میرزا رضا ، یک جمله ی تاریخی و نامفهوم از دهانِ همیشه تا بناگوش درانده ی! خود برای عالمیان و آسمانیان و غیرو پَراند ؛ و به آنان هدیه کرد. سال ها بین مورخان و نویسنده گان و خط شناسان و صوت شناسان اختلاف نظر بود که : قبله ی عالم چه تُرَهاتی را نامفهومانه! هِبِه کرده اند؟ تا این که اخیراً دانشمندی ، با دستگاه های پیش رفته ی آواسنجی و صدا شناسی ، کاشف به عمل آورده که جمله ی ملوکانه ی پدر ملت و صاحب اختیار جان و مال و ناموسِ ! مردم ، این بوده است : به هر پدر سوخته ای که خواستید رأی بدهید ، حتا به من که سلطان این ولایتم و در حال رفتن [ مُردن ] نیز می باشم ! و رأی خودتان را هم حتماً در صندوق هایی بیندازید که از سفره ی اطعامِ پس از آن ، مطمئن هستید! به کم تر از چلوکبابِ برگ و مرغ مسما با مخلفات و اشربه ی فراوان هم رضایت ندهید!

نمدمال

باز هم از : هونولولو    

/ 23 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید م

و از گونی های سیب زمینی های قبل از ان[نیشخند]

گاری چوبی

سلام حاجی این بار ما از اونور آب جابه جا شه این ور آب ما راضی ایم

پپه!

[قهقهه][خنده] دست مریزاد

بی بی گل

در دوره های بعد رسم شد که سفره اطعام را پیش از انتخابات پهن کنند.

محیا

..................................

saturn

جالب بود به خصوص تیترش!