عیدانه می خواین؟!

یک مثل هست که رعایای کشور دوست و همسایه ونزوئلا! این جوور مواقع دَم می گیرند، که می گوید:

عید آمد و ما لُختیم، هرچی به بابا گفتیم، گفت به چُسَم، به نیم چُسَم، برا شب عیدت می چُسَم!

این مثل بالا را، پدر سوخته نمد مال به در ِ چیز ما چسبانده، و الا ما که به همه ی رعایا و غیرو ذالک عیدانه مان را هبه کردیم. نکردیم؟ این همه خوشه خوشه وعده ی یارانه برای شما رعیت جماعت باراندیم، عیدانه نبود؟ پس کووفت بود؟! تازه این ها که چیزی نیست، ما می خواهیم دَم تحویل سال توپ هم هوا کنیم. بترکانیم. همه چی را با هم. گرومپ! قبله ی عالم که می گویند همین طور الکی تُخمی تَرَکی که نمی گویند. بگذارید سال نو شود و باز هم بگذارید ما هم چنان بر اریکه ی... سوار باشیم؛ به همه ی تان از دَم نفری یک عینک لیزری می دهیم تا از این به بعد حواس تان جمع و چشم  و چارتان باز باشد، آن هم وقتی که می خواهید به الدنگی مثل... رای بدهید. اوهُّو اوهُّو اوهُّو ، چه گرد و غباری است، گلوی مبارک مان گریپاچ نمود! این عینک ها که نفری یک دانه بیشتر نمی دهیم و اگر گم شود دیگر باید به کشور دوست و برادر ونزوئلا و حومه! سفارش بدهیم، بسیار دقیق و ریز بین است. رای ما را از بین همه ی رای های اوون دیگری ها بیرون می کشد! حتا جادو هم می کند و یک دانه رای ما را 60 دانه می بیند و می شمارد.

پس بروید برای خودتان خوش باشید و دَم بگیرید که شاه بابا عیدی بهتان داده است، ملس! هی هی مرحوم پدرم گور به گور شده! ما را به چه بدبختی هایی انداخت که دلمان هم نمی خواهد از تویش بیرون بیاییم!

عیدتان سنبلی نانویی میکروسکوپی موشکی ضربتی ضد اغتشاشگری باد.

والسلام علی من التبع الهدایت کن خلق ما را ! 

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیما

[چشمک] میگم این مثلی که گفتیو من یه جور دیگشو شنیده بودم.. عید آمد و ما لُختیم، هرچی به بابا گفتیم، گفت قلیون بیارید بکشم,فردا براتون می چُسَم...[نیشخند][چشمک]

فرزند همین آب و خاک

درود بر جناب استاد نمد مالی دامت افاضاته . بعد از عید مبارکی و این حرفها باید عرض کنیم خدمت استاد عزیز که : شب و سکوت و کویر است و آسمان تار است ستارگان همه خاموش و دشت غمبار است تشریف بیارید قربان بقیه اش رو مطالعه بفرمایید ..[چشمک]

فرزند عبدل آباد

درود و بزرگ روز گفتم از کارگه نمد مالی شاید بتوان بغل بندی(از نمد کوتاهتر بوده و بدون آستین می باشد)بردارم و بنام خویش قباله بزنم که چندان سخت نخواهد بود که ارباب بزرگ( ارباب حلقه ها هم از القابشان هست)ما را بدین کار پخته کرده اند و به مشابه : گر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی اینجا ملک سیب خورد و سیخ زند و سیلی نوازد و سلول نماید و سنبه کوبد و سنبله درود و هفتاد سین را بر سر سفره بنهد که تا دیگر یادمان از هفت سین ناید. ارباب صاحب مال و جان و ناقوس و ناموس و نافوس( جمع مکسر نفس باید باشد تا بر شیوه بادیه نشینان سوسمار خور و ریش آویخته برای هر چه که انجام می دهیم مرجعی در میان جعلیات داشته باشیم و استناد به فرموده های دروغی همواره راه جستن از بن بستها باشد) اما یادمان هست در کتابهای درسی مان قصه عینکم را خوانده بودیم و اینک معنای عینک برایمان هویدا شد عینک ها باید چنان ببینند که ارباب خواهد و گر نه باید چشمها برون کشیدکه مبادا به جناب عینک بی احترامی شود که پایبند کاهریزک بخواهی شدن در آن دیار هم به تمام و کمال و طبق فرموده لیدر بزرگ شما به عدالت آمیخته خواهید شد.و عدل قپانی است از خایه بدان آویخته خواهی گشتن

فرزند عبدل آباد

و در کفه هایش چنان موازنه ای است که تکنولوژی نانو هم در حیرت آمده و اینکه می گویند یک با یک برابر است همین جاست یک جان بر سر یک حرف به تساوی است . البته که حساب و کتابی هم در کار است و برای کفتارها همیشه لاشه ای پیش رو خواهد بود. سرو و شمشاد و بید و چنار اسطوره هایی هستند که در ایام گذشته بر سر جوی سبز می روییدند و بهار برگی از گذشته است که اندک اندک غبار بر خاکش افزوده اند. بیا از خر حضرت شیطان پیاده شو و درب دکان نمد مالی خویش را شبی با شو بند( قفل و بند دربهای چوبی ) مبند تا حقیر به بغل بندی از دکانتان مفتخر گشته و این سرمای سخت اهمن و بهمن را تاب تحملی باشد که ره دراز است و ما نوسفریم. بهره ما خوشه ای سیاه تا شرابی تلخ فراهم آورده و شیرینی روزگار را که سخت به سقمان چسبیده بزداییم!!!!!!!!!! برقرار مانی و سبز باشی و سرفراز

محمد ح

دوز سیاست و خنده مون آمپر چسبونده [چشمک]

رفیق قدیمی

عیدانه چســــــید...مردمان دف بزنید بر همت خود,رنگ مضاعف بزنید _آقای خدا !! توهم تازه زدند_ پرکاری روده هایتان تا باشد خیرات به روح مرده اش...کف بزنید تکمله: شاعر در سطر سوم همانند حضرت آقای خدا!! توهم زده و فالبی جدید در شعر پارسی ابداع کرده اند...دلشان خواسته...تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

مزنا

عيد شما هم مبارك باشه. الان كه مد شده همه ي فيلمها با عينك سه بعدي تو دنيا پخش مي شه . همچين بدم نيست كه يه كتاب آشپزي بگيريم دستمون عكسهاشو با عينك سه بعدي نگاه كنيم ؛ انگار كه داريم مي خوريمش. عينك هم ايده ي خوبي بود والا. دست داداش چاوز درد نكنه. گوربونش بيرم

خانم ثابتی

من گفتم چرا عیدی امسال رایحه دارد. بگو آغشته به عصاره نواحی فرانسوی تان می باشد. حالا اگر به رسم باستانی بخواهیم بازید پس بدهیم میل دارید مال ما بوی چه مملکتی را به مشام شامخ آن قبله ی عالم متبادر کند. البته صدا یش را نپرسیدیم چون این نوا از هر خطه ای شنیده شود جز سخن عشق نیست.

الهه

خیلی جلب بود.اون تیکه شعربالایی رو میگم ها[نیشخند]