علی غصه خورکه میگن ماییم به حضرت عباس!

 

حال که نوروزشده است وایام،نیکو،ملت شادودولت شادتر،نعمت بروفوراست ومسکنت برفرار!فقروفحشامعدوم است ووام هابی بهره وسلام هابی طعنه،زمین سبزاست وآسمان آبی وگل های سرخ،سرخ!وچک پول هاسبز، صندلی های بهارستان سبزترازسبز،جیب های مردم قلمبه ولب هاشان پرخنده وخیال شان تخت وبخت شان جخدو بیدار،ماشده ایم علی غصه خوربیمار!مثلی بودازقدیم که می گفتند:علی غصه خوروگفتن:امروزدیگه غصه ی چی رومی خوری؟!گفت:غصه ی اینوکه زن مش رمضون دوتاپستون داره،سه قلوزاییده!حالاحکایت ماست!(به قول زنده یادصلاحی)آورده انددرعهدقدیم،پادشاهی بامکروفریب رعایا،برمسندریاست نشست.یعنی این که پیش ازآن پادشاه نبود!علاف بود،ول می گشت وآخوردیگران رابومی کشید.تااین که چرخ روزگاربه غلط،عکس چرخیدوطرف پادشاه گردید. (گویادراین پست مانیزبرمسندوزن وقافیه نشسته ایم ها!)حال پادشاه هم که خیر،اماوزیری،وکیلی،رییس الوزرایی ،...چه می دانیم،یک پخی شددیگر!پس ازآن که پخی شد،منظورهمان وزیرووکیل و...غیرو،اعوان وانصارسالوس وپاچه خواران دوره اش کرده یک صداخواندند:....دوست داریم!...دوست داریم!یادست گرفتند:گویندخلایق که تویی یوسف ثانی / ولی ماخوب که نیگات کردیم دیدیم خوشگل ترازاونی!!گفتنی است که این خزعبلات و سالوسیات هیچ برچهره ی ویروس نشسته ی پادشاه یاهمان....اثرنکرد،امابردل وجانش کرد،اثر!باری،ازمیان جمع بادمجانیان!یکی که جزوتیره ی نسوان بودوپاچه خواری وپاچه گیری اش!دست هرچه پاچه مال وپاچه ورمال...! اهل ذکور(بروزن اهل قبور،گور،...!)را-ازحضرت نخست وزیریارییس الوزرایا...گرفته تا...الاماشاءالله-ازپشت بسته،عقب رانده،وصف اول هلهله گران ایستاده بود.ازآن دست سالوسان که بی اجازت پادشاه دست به آب نمی رسانید(=همان آب نمی خورداست،لطفاسوءتفاهم ایجادنکنید!)ومردم کوی وبرزن برای شان مثل ساخته کرده بودند که:طرف ازاوناست که میگه،شا به لفظ مبارک خودش گف قرمساق! باری،آورده اندکه مونث مذکور!ازفرط سیاست سالوسانه،ذست به کارتالیف وتصنیف کتابی شدتانهایت علاقه وارادت خودوکلیه ی خویشان وبستگان رابه عرض همایونی حضرت رییس دولت آن دولت برساند،ورسانید.(عجب این که چندذرع هم اضافه آورد!)درکتاب سرکارعلیه،زوجه ی دلقک دربار،بسیارکلمات وجملات درربارو گه رباری!آمده که رییس دولت مذکوررا ازحدپادشاهی،رییس الوزرایی،رییس الجمهوری یاهر...دیگری فراتربرده،نزدیک آسمان جای داده است.تاجایی که مااطلاع واثق داریم،آن دوره وزمان،مفهوم هزاره ی دوم وسوم،مفهومی نامفهوم!بوده است،امازوجه ی مذکور (مانوث!)دلقک دربار،تخیل بالای خویش رابه کارانداخته ودرکتاب مانوث(مذکور)! حضرت رییس راپدیده ای دانستنددرهزاره ی سوم!به هرصورت،وخلاصه این که آن زمان هانیزمملکت داری به پ...همین ایام معاصربوده است.دلیل؟همین که مشابهاتی ازسیاسیون آن دربارهادر سیاسیون این ...به چشم می خورد،دلیلی بیش ازکافی است.نیست؟خب،دلیل دیگراین که مثلی هست می گوید:کمندبه بازارندیدی؟اینم مثل اونه؟!(بروزن:شیرازشیرازی جونم،دخترشیرازی/ چشماتوبه من بنماتاشوم راضی/-چشمامومی خوای چه کنی ای بی حیاپسر؟!/بادوم توبازارندیدی؟اینم مثل اونه/ ولیکن نرخش گرونه!!!)حالاراست وحسینی،حضرت عباسی،علی غصه خورکه مانیستیم؟!! *جاهای خالی وسه نقطه هاعمدی است برای محک زدن آی کیوی شما! هرنه-مارچ 2008

/ 24 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیخ ابو امیر

سلام "مرد هزار چهره" کمدی تاثیر گذار یا رفع تکلیف "مدیری" ؟ نظر شما چیست؟ منتظر حضور شما هستم نمد مال عزیز[نیشخند]...[گل]

زهرادری

سلام . قبلنا شتره نمد مالی میکرد . شما از شتر خوشتون میاد ؟[نیشخند] ممنون که به ما سر میزنید چه شتری چه موتوری !

خانم ثابتی

آقای نمد مال عزیز هوس به سرمان زد سه نقطه های خالی جای اسم شما را پر کنیم. البته که حل جدول چندان هم آخر و عاقبت ندارد اما بهر حال برای تست آی کیوی روز 5 شنبه مان بدک نیست. خانه ی ر - ک - ( z از دونوع دسته دار و بی دسته اش) پر شده. مانده که کمی دیگر فسفر بسوزانیم که ضمن آنکه از میزان پدر سوختگی مان کاسته می شود بر میزان معصومیتمان افزوده می شود.[شیطان] حتما که یادتان نرفته چقدر از عمر خودمان کاستیم و بر عمر یک بابایی افزودیم و ایضا بر میزان موجودی شان . که آنهم به دست با کفایت عزرائیل به باد فنا شد و اما خوشبختانه هر روز بر میزان سود سپرده افزوده می شود.

ساقی

سلام اندر احوالات این ژادشاه گفتید ،خواستیم یک "نور به قبرش بباره نثارش کنیم" که باز هم هزار انصاف ،که گویا در زمانه اش نه نرخها از زیرزمین به آسمان رسید و نه ممالک دنیا روی به قهر نهاده و نه مردم از شاید چیزی کم داشته اند...

ساقی

نمدمال عزیز انصافا بد پادشاهی نبوده است .... یه علافی بوده که ول گشتن و سرک کشیدن قناعت میکرده...حالا هم اطرافیان به نکوهیده داشتنش مشغول و مشعوفند....نه تحولاتی داشته آنچنان ژرف که میلیونها هزار!!عاقل از چاه نتوانند درش آورد!!!(همون سنگ رو عرض میکنیم )و نه مردمی آنچنان گشنه که توان فریادشان نتواند بود....ونه دیدن انوار سروشهای الهی آنهم در ممالک بی دین !!!! حالا گیریم کتابی هم بنویسند در رسایش.... نمدش را بی خیال شوید....[گل]

فرزام

واسه محک زدن آی کیو بود یا محک زدن اینکه ... ها رو با چه چیزهای ...ی پر می کنیم؟ و چقدر ... هستیم ؟ چون آپشن زیاده!

آرمیده

سسسسسلللاممممم بر دوست گرامی ....آقا این که ما می نویسیم طنز نیست .....بی زحمت نوشابه ی اضافی باز نفرمایید !!‌ یادش بخیر عزیز دل برادر ما هنم که جوان بودیم از این متنها می نوشتیم ...اما امان از این روزگار سیاه دل که ضمیر روشن ما رو هم عین خودش سیاه کردو ذوق ظنزینه را کور !‌

آرمیده

حالا شما هم نمی خواد نقش عیی غصه خور را بازی کنی ......یه عده دیگه دارن حال می کنن ..مصیبتشو شما چرا می کشی .....اصولا فنون پاچه خواری لازمه ی هر مقام و منصبیه ......شایدم منسبه ! اگه توی این مملکت بادمجون نداشته باشیم که ....نمی شه .....ملت چطوری کشک بادمجون بخورن ؟ هیچ ماست بندی که نمی آد بگه ترشه ....تازه یه عده هم میان شهادت می دن که شیرینه ....شاید از این آقای ماست بند چیزی بهشون برسه !‌....خدا سایه ی ما رو از سر امت اسلام کم نکنه ..!‌.. با لینکیدن موافقم ! ....[گل]