خوب شد مگسو گفتن مگز! اگه می گفتن بگز چه می کرد!

 

بار دیگر ، روزنگاری های ناصرالدین شاه !


شنبه 3 جمادی الاولی 1288 هجری قمری

امروز دستور دادیم عکاس باشی به دربار آمده ، ترتیب ما و خاتون کوچیکه را بدهد ( نه ، اشتباه شد ، مقصر هم این خودنویس پارکِرِ( PARKER ) پدرسوخته است که ابوی مرحوم هبه فرمودند! پاک هم نمی شود لاکردار! ) نه ، ترتیب فوتو کردنِ ما و خاتون را بدهد. آمد ، داد ، رفت. اِی بَدَک نشدیم! فی الفور امر کردیم در جراید و سَنایِت [ سلطان ، سایت را این طور جمع می بستند! ] بچسبانند و به رعیت حقنه کنند که ما هم از این کارها بَلَتیم!


دوشنبه 5 جمادی الاولی 1288 هجری قمری

امروز زُعمای قُم را [ اشتباهِ نوشتاری از مورخینِ مغرض است! منظور: قوم بوده ] دیدیم ، فند و شگردِ پولتیکی هم از خود صادر فرموده ، به دست و پای شان افتاده و طلب عفو [ رأی ] نمودیم. ( آخر ، به قول مَثَلی: سرِ گاب تو خُمره گیر کرده! و اِلا ما و طلبِ بخشش؟ آن هم از...؟! خدا آن روز را نمی آورد! ) لذا برخی از ایشان دستِ تفقد بر سرمان کشیدند و برخی هم بر جاهای دیگرمان! [ سؤتفاهم نشود. منظور از جاهای دیگر ، جاهای دیگر است! ] باشد تا خداوند ما را قرین رحمت خود گرداند و راه رحمت خود را نیز به سمت کاخ سابق مان کج کند!


سه شنبه 6 جمادی الاولی 1288 هجری قمری

امروز هر پدرسوخته گی که در چنته داشتیم بیرون ریخته و پَتِه مَتِه ی [ ! ] مهندس الممالک جان و بانوی اولِ دربارِ خیالی اَش را وِلو کردیم روی پشتِ بام تا آفتاب بخورد. باز هم خواهیم کرد تا باز هم بخورد. نوش جانش. تا دیگر رعیت و هوادارانش ما را تشبیه نکنند به مَثَلِ: مثِ کفترِ امام موسی می مونه ، دونِشو اون جا می خوره ، فضله شو سرِ قبرِ شیخ عبدالقادر میندازه!


چهارشنبه 7 جمادی الاولی 1288 هجری قمری

امروز همه ی بزرگان ، به خصوص پدرِ دوبار مرحوم شده مان! دست یاریِ ما را گرفته فشردند و  یک صدا دَم گرفتند خواندند: تا تو با مایی [ منی ] زمانه با ما [ من ] است. تخت و تاج و چیزهای دیگر هم روش! ما نیز فرمودیم: تا شما ما را نکنید آن تو ، از نصف نصف ، اشتراکی ، بلشویکی خبری نیست. خواب دیده اید ، بی خود ، دیگر نبینید. آن ها هم قول شرف( ! ) دادند تا پای جان [ منظورشان: تیغ و تیغ کشی ، تخریب شخصیت دیگر رقبا ، آتش زدن صندوق های آراء و خیلی کارهای خداپسندانه ی دیگر بوده است! ] بایستند و دوباره ما را بکنند ... [ گویا مورخ ، بَررِسِ وزارتِ ارشاد بوده و غرض دار ، که ادامه اَش را سانسور کرده و مُهرِ سه نقطه ی مشهور خود را کوبانده آخرِ یادداشت قبله ی عالم. در نسخه ی معتبر دیگری ، جای سه نقطه ی مذکور آمده : توی پاستور! یعنی: سلطان را با سلام و صلوات بکنند توی پاستور!


جمعه 9 جمادی الاولی 1288 هجری قمری

امروز حال مان خوش نیست. پدرسوخته ها برای ایام صدارت ما مضمون کوک کرده اند که: زِ غارت گری ها ، گَرَش مانده باقی /  زِ اسبابِ حُجره ، دَرَش مانده باقی!  و باز چهار ستونِ تنِ مان را با اراجیف دیگری لرزانده اند: روزی افتاده دسِ قوزی! و قس علی هذا. نیاز به طبیب داریم و این شیره ای دَبَنگ رفته است مرخصی!


نمدمال -  مِیِ 2009  - هونولولو  


/ 26 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروارید

نهی کردن معمولا نتیجه عکس دارد قربان !

علی اصغرنجفی(اغو)

سلام استاد نمد مال چه خاطرات جالب وبامزه ای این شاهان ایرانی هم عجب دغدغه هایی داشته اند[نیشخند] استاد واقعا کم پیدایید ما هم با ( انتخاب بد) بروزیم وقت کردید تشریف بیارید[گل][گل][گل]

مزنا

سلام احوال شما چطوره من نمي دونم اين ناصرالدين شاه شما با اين حال خرابش چرا بي خيال مسافرتاش نمي شه و تا ته ونزوئلا ر و در نياره آروم نمي شينه.

کوچیک شما تقلمیش

سلام به شاه شاهان نمد الممالک بزرگ! ممدتها بود این جوری نخندیده بودم ,مرسی!!!!!!!!!!!

کاکه تیغون

سلام مهم این است که هستید اگر چه در هرنه باشد.

پیه سوز

سلام دوست گرامي: پيروزي بسيار نزديك است اما نبايد تا روز انتخابات لحظه اي بيكار بمانيم. حضرات این روزا حسابی عصبی اند. خودشونم نمی دونن چی می گن،واكنش های عصبی وحرفایی كه می زنن به فریاد آدمی می مونه كه از ارتفاع بالا درحال سقوطه.هرچی هم بیشتر حرف بزنن سقوطشونو تسریع می كنن. می دونی انفجار زاهدان،هتك حرمت مولوی عبدالحمید امام جمعه ی اهل سنت،وبمب گذاری در هواپیمایی كه خاتمی مسافر اون بود وكار خدا پروازش رو جلوتر انداخت،كه اگر چنین نمی كرد،هواپیما منفجر شده بود وما... همه نشون از وقوع حماسه بزرگتر از دوم خرداد می ده.بازی ملت ایران در صفحه شطرنج سیاسی ایران تشبیه شده به بازی انسان با گوریل،گوریل كه شكستش رو قطعی می بینه،می خواد صفحه ی شطرنج رو به هم بزنه. بسیار باید مواظب باشیم تا بازی 22خرداد به نحو احسن انجام بشه. النصر بالرای [گل][گل]با (قياس تاريخي)منتظر نظرتان هستم[گل][گل]

بهزاد بهادری

سلام به روزم با 1_حقیقتی که تلخ است مثل قهوه 2_انتخابات یا انتصابات یا افتضاحات 3_فصل نامه ی ادی کولاژ 4_نمایشگاه کتاب 5_گروس عبدالملکیان 6_ بخت خودتان را ازمایش کنید و سری کامل کتابهای بابک احمدی را هدیه بگیرید ! 7_بررسی سیر غزل امروز 8_فراخوان جشنواره ی شعر کوتاه 9_ و یازده طرح و کاریکلماتور منتظرم ... تا بعد

شیخ عیسی ابو زید

السلام علی ماالن النمود سلطان به سلامت بادا که لحظه ای یاس بر ما نفوذ کرد که قبله ی عالم مارا در این شرایط بلبشو کهیکی می دهد ( رای را) یکی می کند ( انتخاب را ) و خلاصه ما را از دو طرف صاف کرده اند تنها گذاشتید لیک می بینیم که در سلامت کامل بر تخت نشسته و خود مارا می کنید ( نصیحت البته )